روزی اینجا دوباره آفتاب مهربان می شود

و می گسترد نور را بر پهنه ی زلال تمنای رازقی

و ستاره می بارد از آسمانهای لاجوردی رویاهای دور

عزیزترینم!

دستانت را که می فشارم نگاهم به توست

این پنجره ی رو به آفتاب را لمس خواهی کرد..

مهربانی هایت بی انتهاست

ترا از رویای این روزهای بی بهار